تبلیغات
گفتگوهای تنهایی
گفتگوهای تنهایی



تقدیم به آنان که به جرم اندیشه های سبزشان بی گناه با ظلم تبر در خون نشستند اما خاطرۀ پرواز را در ذهن قفس تداعی کردند

بگذار سپیده سر زند

چه باک که من بمیرم و شبنم فرو خشکد

و شبگیر خاموش شود و شباهنگ گنگ گردد

و مهتاب رنگ بازد و ستاره ی سحری باز گردد

و راه کهکشان بسته شود...

بگذار سپیده سر زند و پروانه به سوی آفتاب پر کشد .

"دکتر علی شریعتی"


دوشنبه 7 دی 1388 توسط سیمین | نظرات ()

درگذشت آیت الله منتظری تسلیت باد

یا أیتها النفس المطمئنة ارجعی إلى ربک راضیة مرضیة

vn6ukc6jsrdokxvd9gur.jpg


یکشنبه 29 آذر 1388 توسط سیمین | نظرات ()

...

خداوندا

تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است

چه دردی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است.

یکشنبه 24 آبان 1388 توسط سیمین | نظرات ()

.....

تو را چه سود
فخر به فلک بر، فروختن
هنگامی که
هر غباره راه لعنت شده نفرین‌ات میکند؟
تو را چه سود از باغ و درخت
که با یاسها، به داس سخن گفته‌ای.
آن جا که قدم بر نهاده باشی
گیاه، از رستن تن می زند
چرا که تو
تقوای خاک و آب را، هرگز
باور نداشتی.

 

***
فغان!که سرگذشت ما
سرود بی اعتقاد سربازان تو بود
که از فتح قلعه روسپیان
باز می آمدند.
باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد،
که مادران سیاه‌پوش
ـ داغ داران زیبا ترین فرزندان آفتاب و باد  ـ
هنوز از سجاده ها
سر بر نگرفته اند!

 

"احمد شاملو"

 


چهارشنبه 25 شهریور 1388 توسط سیمین | نظرات ()

راه سبز آزادی

ارغوان بیرق گلگون بهار

تو برافراشته باش

شعر خونبار منی

یاد رنگین رفیقانم را

بر زبان داشته باش

تو بخوان نغمه ناخوانده من

ارغوان شاخه همخون جدامانده من

 

(ه.الف.سایه)


چهارشنبه 28 مرداد 1388 توسط سیمین | نظرات ()

اندکی صبر سحر نزدیک است

شب سردیست و من افسرده

راه دوریست و پایی خسته

تیرگی هست و چراغی مرده

می كنم تنها از جاده عبور

دور  ماندند ز من آدمها

سایه ای از سر دیوار گذشت

غمی افزود مرا بر غم ها

فكر تاریكی و این ویرانی

بی خبر آمد تا با دل من

قصه ها ساز كند پنهانی

نیست رنگی كه بگوید با من

اندكی صبر سحر نزدیك است

هر دم این بانگ بر آرم از دل:

وای این شب چقدر تاریك است!

خنده ای كو كه به دل انگیزم؟

قطره ای كو كه به دریا ریزم؟

صخره ای كو كه بدان آویزم؟

مثل این است كه شب نمناك است

دیگران را هم غم هست به دل

غم من لیك غمی غمناك است

هر دم این بانگ بر آرم از دل:

وای این شب چقدر تاریك است!

اندكی صبر سحر نزدیك است....

شنبه 13 تیر 1388 توسط سیمین | نظرات ()

بیانیه جدید میر حسین موسوی: پنج شنبه با نماد سوگواری تجمع یا راهپیمایی کنید

"برای همدردی با خانواده های شهدا و مصدومان وقایع اخیر"
 
قلم - مهندس میرحسین موسوی با انتشار بیانیه ای از مردم شریف ایران خواست برای همدردی با خانواده های شهدا و مصدومان وقایع اخیر، روز پنج شنبه با نماد سوگواری در مساجد و تکایا اجتماع کنند یا به راهپیمایی مسالمت آمیز بپردازند.


به گزارش خبرنگار قلم نیوز ، متن بیانیه میرحسین موسوی به این شرح است:

بسمه تعالی 

ملت شریف ایران 

همانگونه که می دانید طی روزهای گذشته و در نتیجه برخوردهای غیرقانونی و خشونت بار با منتقدان و معترضان نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری شماری از هموطنانمان مصدوم و تعدادی نیز به شهادت رسیده اند. اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانواده های شهدا و همدردی با مصدومان و مجروحان از همگان درخواست می کنم بعد از ظهر روز پنج شنبه بیست و هشتم خردادماه به هرصورت ممکن، اعم از اجتماع در مساجد و تکایا و یا برگزاری راهپیمایی های مسالمت آمیز با استفاده از نمادهای سوگواری همدردی خود را با بازماندگان اعلام کنند و بدیهی است که خود نیز در این مراسم شرکت خواهم کرد. 

میرحسین موسوی      چهارشنبه 27 خرداد 1388

 


چهارشنبه 27 خرداد 1388 توسط سیمین | نظرات ()

...نیاز

 دوست دارم دور از غوغای ملال آور و دروغ آمیز زندگی، از این سر در لاجوردی این معبد به درون پناه برم. از سایه روشنهای خیال رنگ و خاموشی که بر کف معبد افتاده بگذرم، به کنار آن چشمه رسم. دست و رویم را با آن آب شستشو دهم، چنانکه هیچ غباری بر چهره ام نماند و رنگهایم همه پاک گردد و "من" هایم همه رنگ بازد و همه خویش گردم، یا همه زدوده از خویش.

هر چه دارم ، هر چه هستم بشویم ، هیچ نباشم ،تنها و تنها یک "نیاز" گردم، شسته از غرور، پاک گشته از عوام و زدوده از هر چه طبیعت و وراثت، تاریخ ،محیط، عقل مصلحت باز و اندیشه های رنگارنگ و مغرض و بیگانه که مرا آلوده اند، وضو سازم ،غرقه در اخلاص و گداخته در شوق و محو شده در نیاز و بگذرم و به غرفه ای پناه برم،گوشه ای تنها بنشینم و با نگاههای خویش بر در و دیوار معبد دست کشم،

مسح کنم،

              بنوشم ،

                        پر شوم،

                                 سیر شوم،

                                              سیرآب شوم،

                                                             راضی شوم،

                                                                            آرام گیرم...

                                                                                                    "دکتر علی شریعتی"


پنجشنبه 7 خرداد 1388 توسط سیمین | نظرات ()

از زلال دل

دست و پایی می توان زد ،بند اگر بر دست و پاست
وای بر حال گرفتاری که بندش بر دل است


سه شنبه 8 اردیبهشت 1388 توسط سیمین | نظرات ()

بزرگترین دوست

از روی شعف و محبت همه آدم های کره زمین را به آغوش کشید.

آنها را آنچنان به خود فشرد تا اینکه خمیر شدند.درست مثل خمیر بازی بچه ها.

آنگاه با کوه خمیر،آدمی ساخت بزرگ.بزرگترین آدمی که میشد تصورش را کرد.

سپس باهاش طرح دوستی ریخت.

حالا از اینکه یک دوست بسیار بزرگ خیالی دارد خیلی خوشحال است.

                                       

                                                "برگرفته از کتاب داستانهای ماه"


پنجشنبه 20 فروردین 1388 توسط سیمین | نظرات ()




kanize_yas@yahoo.com

تنها پناهم تویی
از زلال دل
سلطان العارفین بایزید بسطامی
دکتر علی شریعتی
عمومی

تقدیم به آنان که به جرم اندیشه های سبزشان بی گناه با ظلم تبر در خون نشستند اما خاطرۀ پرواز را در ذهن قفس تداعی کردند
درگذشت آیت الله منتظری تسلیت باد
...
.....
راه سبز آزادی
اندکی صبر سحر نزدیک است
بیانیه جدید میر حسین موسوی: پنج شنبه با نماد سوگواری تجمع یا راهپیمایی کنید
...نیاز
از زلال دل
بزرگترین دوست
نوروز
غنای غم
بایزید بسطامی
دکتر علی شریعتی
بنام او که آغوش پر از مهرش همیشه به رویم باز است

دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387

سیمین

دلها بیاد خدا آرام می گیرد(وبلاگ گروهی ما)
موج سبز آزادی
جوانه های سبز سمنان
شاهوردیخان
آزادی بدون مرز
بی گناهی کم گناهی نیست در آئین عشق
بایزید بسطامی
دانلود آثار دکتر شریعتی
گفتگوهای تنهایی(رفیع بهار)
ایده سبز
عروسک کوکی
دکتر علی شریعتی
تا مهر او
شهریار
وبلاگ محمد وثوقمند
صاحب لحظه های تنهایی
چیزی به نام زندگی
متولد ماه مهر
جزیره
فراتر از بودن
آرش کمانگیر
قرارمون ساعت عشق
با غریبه ها آشنا
تو را من چشم در راهم
مشرق خیال
بی تو مهتاب
شمع کویر(دکتر علی شریعتی)
نوشتن برای فراموش کردن است نه یادآوری
گفتگوهای تنهایی
نارایانا
یک قلب پال از تمام معابد جهان زیباتر است
اشکهای خورشید
ابر من ببار
تقدیم به همه مادران ایران زمین
دانسته ها و خاطرات یک مهندس
من بی می ناب زیستن نتوانم
شب تنها
غربتکده ای آشنا
می نویسم با تو می نویسی بی من...
جاده محبت
انتظار
چند کیلو امیدواری
عاشق شو عاشق خدا
کیمیای عشق
دکتر علی شریعتی
سلطان العارفین بایزید بسطامی
متولد ماه مهر
شیخ ابوالحسن خرقانی

مدیریت بازرگانی
مدیریت 87
مرجع شما در زمینه مدیریت

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد